
بهار هم که آمد آنان سرمست نشدند و تنها صدای خراش روحشان بود که لحظه ای آنان را از خوشان خارج می کرد در نهایت اما در بدن هم فسرده گشتند طوری که بعدا هم کسی نتوانست اجساد آنها را شناسایی کند .
وقتی زلزله آمد گروهی سرگرم جستجوی اجساد ما شدند و زمان زیادی را صرف پیدا کردن ما کردند و ما تنها تا وقت پیدا شدن جاودانگی داشتیم!
و همه ی درختان سر به آسمان داشتند و هیچ به این نمی اندیشیدند که اگر تاب گرمای خورشید را نیاورند خواهند سوخت! آنها تنها می دانستند زمین خورشیدی ندارد و آنان که عمریست به کندن زمین مشغولند بی خردانی چون انسانند که مدتهاست دلخوش سنگ ند!
این که ما سالیان متمادی در نزد کسانی فلسفه بیاموزیم و سالیان سال کتاب بخوانیم و مقاله بنویسیم و وقت خود صرف خواندن رساله های دیگران کنیم تضمینی برای این که ما خود می اندیشیم یا آماده اندیشیدن هستیم نمی شود!اما گاه دلمشغولی های فلسفی ما این حس را در ما ایجاد می کند که بپنداریم می اندیشیم و اندیشه ها در سر داریم. اما نباید خود را بفریبیم همه ی ما حتی آنها که تخصصی می اندیشند به فقر تفکری دچاریم و زیرا ما در اندیشیدن بسیار سهل انگاریم و بی فکری و عدم اندیشه بیماریست مرموز و زیرک که امروزه همه جا هست و با همه هست زیرا ماخود شتابزدگی را در پیش گرفته ایم که فراموشی نام دارد تا بی درنگ اندیشیدن را فراموش کنیم.و هولناک ترین اندیشه آن است که ما همچنان نمی اندیشیم!
کتاب "دنیای سوفی"که تازه به چاپ رسیده بود غوغایی به پا کرد.!نثر روان و سادگی اش ان را یک کتاب گرچه فلسفی اما عامه پسند کرد.و هرکس که می خواست بگوید که از فلسفه هم سر در می اورد حتما تاکید می کرد که این که کتاب را خوانده و به نظرش خیلی عالی ست.حالا به تازگی کتابی از نشر هرمس به چاپ رسیده که همچون کتاب دنیای سوفی..فلسفه را به زبان ساده و روان بازگویی کرده..فضای کتاب"محفل فیلسوفان خاموش" گرچه برای نوجوانان طراحی شده اما کتابیست که هرکسی که دغدغه مند است می تواند بخواند.از تفاوت هایی که این کتاب با دنیای سوفی دارد این است که این کتاب به مسائلی جدی تر عمیق تر و شاید سخت تر در فلسفه می پردازد و سنگین تر از کتاب دنیای سوفی است.در پیش گفتار کتاب آمده شخصیت اول کتاب یعنی دخترکی نوجوان به نام نورا با خواندن کتاب دنیای سوفی برایش سوال هایی پیش می آیند که استاد دانشگاهی سعی در پاسخگویی و اقناع او دارد.نوشته ها به صورت نامه هایی هستند که بین نورا و استاد ردوبدل می شود.مسائلی که عمداتا در این کتاب مطرح شده است مسائلی هستند که هر یک از ما فارغ از ان که دیدگاه فلسفی به اطرافمان داریم یا نه با ان دست و پنجه نرم می کنیم.خوشبختانه این کتاب را نشر خوبی به چاپ رسانده و دانایی چون "کوروش صفوی" آن را دقیق از روی متن اصلی آن یعنی "Das cafe der toten philosophen" نوشته ی "ویتوریو هوسله"ترجمه کرده است. با آن که کتاب نثری انشایی دارد اما جالب است که بدانید مباحث مطرح شده کاملا جنبه ی منطقی و تحلیلی دارند.!در این کتاب نوجوان همچون یک فیلسوف به استدلال می پردازد و همچون کاشفی به انچه بدان رسیده است تعصب دارد.
*"محفل فیلسوفان خاموش"/شرحی بر کتاب
