
این روزها که بگذره، من شبها خوب می خوابم کابوس هم نمی بینم در کابوس هایم کسی را دار نزده اند،کسی در زندان مفقود نشده است.سعیدحجاریان نمرده است!هواپیمایی سقوط نکرده، من تشییع جنازه ی توی بیست ساله نرفته ام ،کسی در گور نرفته است،کسی شیون نمی کند. همه چیز عادی می شود.من دیگر دوستم را میان هق هق خودم و او که داغ برادر دارد،نمبینم!همین روزها باید همه چیز خوب شود. من دیگر پلکایم ورم نداشته باشد.کسی دیگر پیرهن مشکی نپوشد..می خندم، میخندد. خوب می شود.همه چیز ،همین روزها ...
