سهیم شدن در خواب کفران نعمت عشق بود،در لحظه ای که به دنبال عشق می آمد، تمایل شدیدی برای تنها ماندن احساس می کرد.برای او نامطبوع بود که در دل شب کنار آدم بیگانه ای به خواب رود،از بیداری صبگاهی زوج ها نفرت داشت، میل نداشت کسی صدای مسواک کردن دندان هایش را بشنود و از صفای صبحانه ی دونفره چیزی نمی فهمید.
خیلی خوبه که صبحا تنهای تنها از خواب بیدار شی و مجبور نباشی به یه عده بگی که دوستشون داری،درحالی که دیگه دوستشون هم نداری!
[ریچارد براتیگان]
